این فیلم بر اساس زندگی بنی موره ساخته شده و بر دورهای در اوایل دهه ۱۹۵۰ تمرکز دارد که موره ارکستر دوانی را ترک کرده و «باندا گیگانته» خود را راهاندازی میکند. در فلاشبکها از موفقیت او در مکزیک باخبر میشویم. موره درگیر وقایع مربوط به کودتای باتیستا در کوبا میشود. همچنین او به ونزوئلا سفر میکند، جایی که از دسیسههای یک تاجر انتقامجو آسیب میبیند. موره پس از فروپاشی جسمی و بستری شدن در بیمارستان، قسم میخورد که الکل را ترک کند. چند سال بعد، او با همگروهی قدیمیاش مونچی روبرو میشود که روزگار سختی را میگذراند.