یک خانواده طبقه کارگر در شرق لندن در دوران رکود اقتصادی تحت نخستوزیری مارگارت تاچر، برای بقا تلاش میکنند. فقط مادر خانواده، میویس، کار میکند؛ پدر خانواده، فرانک، و دو پسرشان یعنی کالین که فردی ترسو و به شدت خجالتی است و مارک که جوانی رک و کلهشق است، همگی بیکارند. این وضعیت در تضاد با زندگی باربارا، خواهر میویس، و همسرش جان قرار دارد که برتری مالی و اجتماعیشان تنها ظاهری فریبنده بر روی تلخیهای ناگفته یک ازدواج بیروح به نظر میرسد.