پاسکال به همراه پسران بزرگش، فرانسوا و تیری، در ملکی روستایی که با نفقه همسر سابقش اداره میشود، زندگی تنهایی دارد. وقتی پاسکال عاشق همسایهاش یان میشود، برای نقل مکان به خانه او برنامهریزی میکند. اما پسران دوقلوی او که تنپرور هستند و با او مثل یک خدمتکار رفتار میکنند، حاضر به پذیرش مسئولیتهای بزرگسالی نیستند و اجازه رفتن به او نمیدهند. خانواده در بنبست گیر میکند تا اینکه یک نفر حرکتی تکاندهنده انجام میدهد.