یک خانواده سه روز تابستانی را در عمارتی زیبا کنار دریاچه در نزدیکی برلین سپری میکنند. ایرنه به همراه معشوق جدیدش به دیدن برادرش الکس میرود که هنوز با کنستانتین، پسر نویسنده ایرنه، در آن خانه زندگی میکند. دوستدختر کنستانتین هم سر میرسد و همه آنها بیش از پیش از یکدیگر فاصله میگیرند.