ابو رائد نظافتچی پیر فرودگاه است که همیشه در آرزوی سفر به دور دنیا بوده اما هرگز توان مالی آن را نداشته است. یک روز او کلاه خلبانی قدیمی و دور انداخته شدهای را پیدا میکند و رسالت خود را مییابد: گروهی از کودکان محله فقیرنشین او تصور میکنند که او کاپیتان هواپیماست و از او التماس میکنند تا داستانهایی از دنیای خارج از امانِ اردن برایشان تعریف کند. از طریق این داستانهای خیالی، دوستی عمیقی شکل میگیرد و ابو رائد به زودی با واقعیتهای تلخ زندگی خانوادگی این کودکان روبرو میشود. از این رو، او بر خود واجب میبیند که تغییری در زندگی آنها ایجاد کند.