یک بیمارستان روانی در توسکانی طی دهه سی میلادی. دور از فاشیسم، این دنیای بسته توسط دکتر بوناکورسی اداره میشود؛ روانپزشکی پرشور و خیرخواه که رویای او جداسازی میکروب جنون است. او همچنین مردی زنباره است و سه زن از تمایلات او بهرهمند میشوند: فرانچسکا همسر مدیر بیمارستان، بیانکا پرستار فداکارش و کارلا همسر یک دکتر که دچار بیشفعالی جنسی است. دنیای منظم او با آمدن آنا، یک کارآموز روانپزشکی که با نظریه او درباره منشأ جنون مخالف است، به چالش کشیده میشود. بدتر از آن، او در برابر ابراز علاقههای دکتر مقاومت میکند. از آنجا که بوناکورسی بیش از آنچه به نظر میرسد متزلزل است، چه سرنوشتی در انتظارش خواهد بود؟