کارل و جسی خواهر و برادر ناتنی هستند که تحت فشارهای وجودی و اقتصادی زندگی در شهر کوچک معدنی کنعان در اوهایو، احساس درماندگی میکنند. عصیان مشترک آنها به زودی شکل یک رابطه عاشقانه نامشروع را به خود میگیرد که در سکانسهایی آمیخته به شاعرانگی شهوانی و واقعگرایی قومنگارانه به تصویر کشیده شده است. وقتی جسی باردار میشود، تنش میان سرزندگی جوانی این زوج و واقعیتهای تلخ جامعه روستایی، به پیامدهایی منجر میشود که هم ناامیدکننده و هم امیدوارکننده هستند.