دیاتا یک پسر ۱۲ ساله بیخیال است که در یک حکومت دیکتاتوری بیرحم و منزوی از جهان خارج بزرگ میشود. وقتی دولت پدرش، پیتر، را زندانی میکند و دیاتا و مادرش هانا به عنوان خائن شناخته میشوند، این پسر تا زمانی که دوباره پدرش را نبیند آرام نخواهد گرفت.