«سنگ کنار جاده» درامی تاثیرگذار درباره سختیهای دوران کودکی است که با پدری تندخو و سنگدل و مادری مطیع سپری میشود. سال ۱۹۱۰ است و ماجرا در یک روستای کوچک ژاپنی میگذرد. گوئیچی رنج میکشد زیرا میخواهد به مدرسه برود، اما خانوادهاش بسیار فقیرتر از آن هستند که از عهده این تجمل برآیند. حتی زمانی که یک دوست مهربان موافقت میکند به آنها کمک کند، پدر گوئیچی از پذیرش درخواست پسرش برای تحصیل سر باز میزند. در عوض، او گوئیچی را میفرستد تا به عنوان خدمتکار قراردادی برای یک تاجر سنگدل و خانوادهاش کار کند. با وقوع تراژدی و افزایش رنجهای این پسر جوان، او به دنبال راهی برای فرار از وضعیت تیره و تار خود میگردد.