الکس میخواهد پدر شود. استیون، شریک زندگی او، پس از یک عمر زندگی غرق در سطحینگری، باید با ناامنیها و ترس خود از تغییر روبرو شود. آنها که قادر به فرزندخواندگی قانونی نیستند اما همچنان مشتاق پدر شدن هستند، تصمیم میگیرند به بازار سیاه روی آورند و فرزندی را از یک زن جوان ناامید به سرپرستی بگیرند؛ اما بازگشت این زن به همراه یک دوستپسر جدید و خطرناک، تهدیدی برای نابودی تمام چیزهایی است که دوست دارند.