پنج مسافر شامل یک راهزن، دوستش ماتوی، پدر پیر ماتوی، یک نوازنده و یک زن جوان، با یک جیپ مشکی بزرگ در جادهای خلوت حرکت میکنند تا ناقوسخانه خوشبختی را پیدا کنند؛ جایی که طبق شنیدهها در نقطهای بین سن پترزبورگ و شهر اوگلیچ، در نزدیکی یک نیروگاه هستهای متروکه قرار دارد. ناقوسخانه آدمها را میپذیرد، اما نه همه را. هر یک از این پنج مسافر باور دارند که خودشان انتخاب خواهند شد.