«شیطان مرداب» داستان ملانی بلیم جوان و پدرش هاوارد است. ملانی پس از سالها دوری از پدرش به دلایلی نامعلوم، به خانه دوران کودکی خود در گیبینگتونِ ورمونت بازمیگردد تا با این واقعیت روبرو شود که پدرش به جرم قتل تحت تعقیب است. همانطور که ملانی بیشتر در داستانهای گذشته جستجو میکند، با ماجرایی مواجه میشود که مانند خزههای اسپانیایی دور شهر پیچیده شده است؛ ماجرایی متشکل از رازها، دروغها، قتل و انتقام.