پس از کشته شدن پدر کریستل لودما در یک سانحه رانندگی، او متوجه میشود که پدرش در حال تحقیق درباره یک معدن قدیمی بوده است؛ جایی که آندریس مارتینز، قاتل محکوم به مرگ کودکان، در سال ۱۸۵۷ در آنجا جان باخت. کریستل تصمیم میگیرد به همراه گروهی از جوانان به این معدن سر بزند. با این حال، مشخص میشود که این معدن توسط روح خطرناک و قاتل مارتینز تسخیر شده است.