هاینریش لوزه، یک مدیر خرید سختگیر و بسیار کارآمد در یک شرکت، صرفاً برای گرفتن تخفیف، ۴۰ تن خردل و کاغذ ماشینتحریر کافی برای ۴۰ سال را به صورت عمده سفارش میدهد. رئیس هاینریش تصمیم میگیرد که زمان بازنشستگی پیش از موعد او فرا رسیده است. هاینریش ناگهان خود را بدون هیچ کاری میبیند، جز مدیریت ذرهبینی کارهای خانه، که این موضوع باعث ناراحتی شدید همسرش رناته و پسرشان دیتر میشود.