زمان کارناوال در مونیخ است و شرکتکنندگان در مصرف الکل و لذتهای نفسانی زیادهروی میکنند. لیس که از شور زندگی سرمست است، میگوید «با ما به دنیای جنون بیایید»، اما هنری حساس از او پیروی نمیکند. لیس به نامزد خود خیانت کرده است، همانطور که هنری زمانی به عشق از دست رفتهاش آنا خیانت کرده بود. هنری به یاد آنا و دوران کودکی بیرحمانه و دیکنزی خود، لیس را به دوئل دعوت میکند تا سعی کند گناه خود را تسکین دهد.