جانگو، تفنگدار سابق، راهب شده و روشهای خشونتآمیز گذشته خود را کنار گذاشته است. اما وقتی دخترش توسط سربازان سرکش مجارستانی که از نیروی کار بردهها برای اداره یک معدن نقره استفاده میکنند ربوده میشود، جانگو لباس راهبی را درمیآورد و مسلسل خود را از زیر خاک بیرون میکشد تا کمی الهیات آزادیبخش را به روش خود اجرا کند.