پسر جوانی شاهد قتل پدر و مادرش است. بعدها، در حین بزرگ شدن، او با یک خرس در حیات وحش و رئیس یک قبیله سرخپوست محلی دوست میشود و با سرخپوستان زندگی میکند، اما با پسر رئیس قبیله دشمن میشود. او با ورود به سن بزرگسالی، برای یافتن مردان مسئول مرگ والدینش راهی سفر میشود.