برادران کریس برادر گرینگو را به قتل میرسانند و برای گرینگو و دوستش، مکزیکو، پاپوش درست میکنند. آنها به زندان میافتند اما به همراه چهار راهزن که قاتلان واقعی هستند فرار میکنند و به دهکدهای میرسند که در آن جشنی برپاست. یک نفر آنها را شناسایی میکند و آنها مجبور میشوند با گروگان گرفتن یک رقاصه به نام کارمن فرار کنند. گرینگو تلاش میکند از کارمن محافظت کند و در نهایت در بیابان تنها رها میشود. در همین حال، راهزنان به یک کالسکه پست دستبرد میزنند و محافظان را میکشند، در حالی که گرینگو سایهبهسایه در تعقیب آنهاست.