زاتویچی وارد شهر توندا میشود که توسط گانگسترها تسخیر شده است. زاتویچی با استفاده از یکی از شگردهای همیشگی خود، موفق میشود در یک بازی قمار ناعادلانه ۸ ریو برنده شود. البته گانگسترهای محلی تلاش میکنند او را بکشند و ماجرا آغاز میشود. در این میان، آهنگری به نام سنزو شمشیر عصایی زاتویچی را بررسی میکند و متوجه میشود که این شمشیر توسط استاد قدیمی او ساخته شده است. سنزو پی میبرد که عمر مفید شمشیر به پایان رسیده و در استفاده بعدی خواهد شکست.