مورتال حاضر است برای طلاق گرفتن از همسرش نادیا دست به هر کاری بزند. او برای بدنام کردن نادیا، نیاز دارد برایش یک معشوق پیدا کند. او فکر میکند کاندیدای ایدهآل را در شخص کارآگاه خصوصی تنومندی به نام رابرت آرنو یافته است. اما اوضاع از کنترل مورتال خارج میشود؛ چرا که از یک سو رابرت و نادیا واقعاً عاشق هم میشوند و از سوی دیگر، رابرت به کمک توتوی جوان و باهوش، موفق میشود مورتال را به عنوان یک سارق جواهرات لو بدهد.