یک پزشک و خانوادهاش در خانه روستایی و دورافتاده خود، محمولهای غیرمنتظره از یک دوست قدیمی دریافت میکنند؛ یک صندوق چوبی بزرگ حاوی یک تفنگ، یک زامبی زن و یک برگه دستورالعمل که به آنها میگوید به او گوشت ندهند. خانواده البته نگران هستند، اما او به اندازه کافی بیخطر به نظر میرسد. شاید او بتواند در نظافت بیرون خانه کمک کند؟