مایکل پسر جوانی است که در یک خانه معمولی حومه شهری در دهه ۱۹۵۰ زندگی میکند؛ البته به جز کابوسهای عجیب و وحشتناکش و احساس ناامنی مداوم در کنار پدر و مادرش. مایکل جوان کمکم شک میکند که پدر و مادرش روی کبابپز بیرون خانه چیزی فراتر از همبرگر میپزند، اما برای توضیح دادن ترسهایش به دوست تازهیافتهاش شیلا یا مددکار اجتماعی مدرسه با مشکل مواجه میشود.