لئو، فیلمنامهنویسی است که در جنوب فرانسه به دنبال گرگ میگردد. او در طول یک سفر اکتشافی، شیفته ماری میشود؛ چوپانی پویا و آزاده. نه ماه بعد، ماری فرزندشان را به دنیا میآورد. ماری که از افسردگی پس از زایمان رنج میبرد و هیچ اعتمادی به لئو ندارد (که بدون اطلاع قبلی میآید و میرود)، هر دوی آنها را رها میکند. حالا لئو خود را تنها با نوزادی میبیند که باید از او مراقبت کند.