جورج گیدئون، بازرس اسکاتلندیارد، روز خود را با جریمه رانندگی توسط یک افسر پلیس جوان بد شروع میکند. از آنجا به بعد، «روز معمولی» او شامل فهمیدن این موضوع میشود که یکی از مورد اعتمادترین کارآگاهانش رشوه قبول کرده است؛ سپس به تعقیب یک دیوانه فراری که دختری را به قتل رسانده میپردازد؛ دختر جوانی را که مظنون به دست داشتن در سرقت حقوق کارکنان است تعقیب میکند و در نهایت به متوقف کردن یک سرقت بانک کمک میکند.