آرام عاشق رقصنده زیبایی به نام شیرین میشود. به دلیل شغل نامتعارف شیرین، آرام و برادرش ناصر تصمیم میگیرند درباره گذشته او به مادرشان دروغ بگویند. متاسفانه مادر به حقیقت پی میبرد و شیرین را از ازدواج با پسرش منع میکند. آرام که تصور میکند شیرین تغییر عقیده داده و از ازدواج با او منصرف شده است، خشمگین شده و با زن دیگری به نام نازنین ازدواج میکند.