داستان درباره دختر جوانی به نام کایا است که در دره زیبا و آرام اسپیتی زندگی میکند و منتظر است تا به یک صومعه بودایی بپیوندد؛ ایدهای که پدرش در تمام طول زندگی در ذهن او فرو کرده و او هرگز به آن شک نکرده است. وقتی لاما نوربو، یکی از لاماهای ارشد صومعه، خواب میبیند که معلم بودایی، رینپوچه، در قالب یک کودک خردسال دوباره متولد شده است، کایا را برای ماموریتی به دهلی میفرستد تا او را به صومعه بازگرداند.