توماس موری و آماندا بهتازگی به پاریس نقلمکان کردهاند. توماس در بانکی کار میکند که متعلق به پدر آماندا، آرتور تروین، است. آماندا متوجه میشود که از پاریس خوشش نمیآید، بنابراین به لندن بازمیگردد. اما دردسرها زمانی آغاز میشود که توماس در حین رانندگی در حومه شهر، با زنی با روحیهای آزاد و رها آشنا میشود که جذابیتهایش زندگی مشترک از راه دور او را تحت فشار قرار میدهد.