آدام کشاورز جوانی است. او در کودکی برای فرار از واقعیت تلخ زندگی مادرش که یک تنفروش بود، از کوه سقوط کرد و دچار آسیب ذهنی شد. سالها بعد، مادرش در حال مرگ است و آدام تنها گاو خود را میفروشد تا هزینه دارو را بپردازد. رزا، خدمتکار جوان و زیبایی که از استثمار جنسی یک قصاب ثروتمند فرار کرده است، به مزرعه دورافتاده آنها میآید و جرئت میکند وارد دنیای آدام شود. چرخه زندگی بار دیگر در یک روستای دورافتاده در آغاز قرن که به زمین و حیواناتش وابسته است، آغاز میشود.