داستان در آیندهای نزدیک در اطراف شینجوکو در توکیو جریان دارد. شینجی از کانون اصلاح و تربیت آزاد شده است. باریکان از لکنت زبان و خجالت شدید رنج میبرد. این دو مرد در یک باشگاه بوکس با هم ملاقات میکنند. شینجی و باریکان با هم دوست میشوند و در شرایطی ناامیدکننده ورزش بوکس را دنبال میکنند.