یک استاد پزشکی سرشناس که خود را در آستانه پاییز زندگیاش میبیند، به ارزیابی دستاوردها و تجربیات خود میپردازد. آنتون چخوف در یکی از نامههایش در خلاصه کردن «یک داستان کسالتبار» نوشت: «در نهایت به همان چیزی ختم میشود که از دیرباز شناخته شده است: اینکه زندگی آگاهانه بدون یک جهانبینی مشخص، زندگی نیست، بلکه عذاب و وحشت است.» شخصیت اصلی، پروفسور نیکولای استپانوویچ، شخصیتی نمادین از کل آثار چخوف است؛ یک روشنفکر روسی در اواخر قرن نوزدهم که از ملال و احساس بیهودگی خود و بیمعنایی وجودش افسرده شده است.