این داستان تقابل داوود و جالوت است؛ نبرد یک دامپزشک برای محافظت از بیمارانش (ببرها، شیرها و حتی گربههای خانگی) در برابر شرکتهای بزرگی که با پولهای کلان خود، بیشرمانه هر کاری با حیوانات میکنند تا سود خود را افزایش دهند. او یک جنبش مردمی را آغاز میکند که با اشتیاق هدایت میشود، اما به نظر میرسد در حال شکست خوردن در این نبرد است. سپس، به طور غیرمنتظرهای متوجه میشود که شرکتها به طور تصادفی یک خلاء قانونی بزرگ برای او باقی گذاشتهاند. او در تلاش برای استفاده از این هدیه غیرمنتظره، این مبارزه را رهبری میکند و موفق میشود در عرض تنها شش هفته، قوانینی را برای ممنوعیت کشیدن چنگال حیوانات در هفت شهر به تصویب برساند.