وقتی همسر مانی سینگر فوت میکند، دختر خردسالش مولی لال و گوشهگیر میشود. مانی برای کمک در نگهداری از مولی، یک خدمتکار سرزنده به نام کورینا واشینگتن را استخدام میکند که مولی را از لاک خود بیرون میآورد و به این پدر و دختر راه و روش کاملاً جدیدی برای زندگی نشان میدهد. دوستی مانی و کورینا باعث خوشحالی مولی و خشم سایر اهالی شهر میشود.