رانی، وال، اندی و ویک چهار نوجوان بیکار و بیحوصله در شهر دلگیر و بارانی گلاسگو هستند. رانی به یک ایده عالی میرسد. او متوجه شده که سینکهای ظرفشویی استیل ارزش مادی زیادی دارند و نقشهای پیچیده طراحی میکند: سرقت سینکها از یک انبار با پوشیدن لباس دخترانه و استفاده از یک داروی بیهوشی.