خلیل سبزیفروش، روزی برای فرار از یکنواختی زندگیاش با دوستانش به یک کلوپ شبانه میرود. در آنجا با صبیحه، یکی از زنانی که در کلوپ کار میکند، آشنا میشود. آنها در نگاه اول عاشق هم شده و زندگی مشترکشان را آغاز میکنند. در حالی که صبیحه با خلیل برای آینده برنامهریزی میکند، حقیقتی را درباره او میفهمد که نمیدانست و عشق ممنوعهای که در کلوپ شبانه آغاز شده بود، به بنبستی پر از دروغ تبدیل میشود.