نیکاندر، یک زبالهجمعکن و کارآفرین مشتاق، وقتی شریک تجاریاش میمیرد، نقشههایش برای موفقیت نقش بر آب میشود. یک شب، او با ایلونا، صندوقدار بدشانس یک سوپرمارکت محلی آشنا میشود. به تدریج و با تردید، پیوندی میان آن دو شکل میگیرد.