جو مریل، پسر مالک میلیونر زنجیرهای از فروشگاههای ۵ و ۱۰ سنتی، خود را به عنوان جو گرانت جا میزند و در انبار یکی از فروشگاههای پدرش مشغول به کار میشود تا ثابت کند بدون نفوذ پدرش هم میتواند موفق شود. او در آنجا با مگی جانسون، دختر کارگر انبار، آشنا و عاشق او میشود. این موضوع مشکلاتی را ایجاد میکند، زیرا خانم مریل برنامهریزی کرده بود که پسرش با میلیسنت راجرز، دختری از طبقه مرفه جامعه، ازدواج کند.