کارل پانزرام به جرم سرقت به زندان لونوورث فرستاده میشود. او در آنجا به شدت توسط یکی از نگهبانان مورد ضربوشتم قرار میگیرد. هنری لسر، نگهبان تازهکار زندان، با پانزرام ابراز همدردی کرده، با او دوست میشود و او را ترغیب میکند تا داستان زندگیاش را بنویسد. لسر متوجه میشود که گذشته پانزرام بسیار خشنتر از آن چیزی است که تصور میکرد، اما در عین حال پی میبرد که او پتانسیل تبدیل شدن به انسانی بسیار بهتر از آنچه سایر پرسنل زندان میپندارند را دارد؛ یا حداقل لسر اینطور فکر میکند.