نقاشی از یک شهر بزرگ به درهای دورافتاده میرود تا خودکشی کند. او برای رسیدن به آرامش، در مزرعه آسن، پیرزنی مذهبی، اقامت میکند. با وجود اینکه کلمات کمی بین آنها رد و بدل میشود، عشق میانشان جوانه میزند.