استورلی کرکلایت، معماری پرانگیزه و وسواسی در جزئیات، همراه با همسر بسیار جوانترش، لوئیزا، از آمریکا به رم سفر میکند تا بر ساخت یک بنای یادبود معماری برای قهرمان زندگیاش، یعنی اتین-لوئی بوله، معمار برجسته قرن هجدهم، نظارت کند. در طول مسیر با قطار، استورلی و لوئیزا فرزندی را که بسیار خواستارش بودند باردار میشوند؛ اما وسواس فکری استورلی نسبت به شکم در حال رشد همسرش، سوءظن به خیانت او و دردهای مکرر شکمی خودش، ابعادی حماسی و خطرناک به خود میگیرد.