فانفان روستایی جوان و خوشتیپی است که برای فرار از ازدواج اجباری به ارتش میپیوندد؛ چرا که یک دختر کولی پیشگویی کرده که او به افتخار میرسد و دختر پادشاه همسرش خواهد شد. اما آن دختر کولی در واقع آدلین، دختر افسر سربازگیری بود. فانفان پس از کشف این حیله، حاضر نمیشود رویای خود را فراموش کند و تصمیم میگیرد سرنوشت آن پیشگویی جعلی را محقق سازد.