یک پرستار و معشوقش که جراح است، در دهه ۱۹۴۰ در چکسلواکی عضو یک گروه مقاومت هستند. پس از لو رفتن گروه، جراح فرار میکند و پرستار باید پناهگاهی برای خود بیابد. بیماری که او جانش را نجات داده بود، مردی از یک روستای کوهستانی دورافتاده که گویی زمان در آن ۱۵۰ سال پیش متوقف شده است، میپذیرد که با معرفی کردن او به عنوان همسرش، پناهش دهد.