لیویا، همسر جذاب یکی از مقامات عالیرتبه وزارت جمهوری خلق، توسط اوگو، وکیلی که شیفته او و جاسوس همسرش است، به ونیز همراهی میشود. او قرار است در آنجا با معشوق خود هلموت شولتز، ستوانی در اساس بدنام که با او رابطه عاشقانه پرشوری دارد، ملاقات کند. در طول سفر، لیویا مسیر انحرافات جنسی خود را مرور میکند. اما در شهر تالابی ونیز، غافلگیری بزرگی در انتظار اوست.