پیتر پسری لاغراندام و گوشهگیر است که توسط پدربزرگ محافظهکارش از رفتن به جنگل منع شده و تنها دوستش یک اردک است. او در شهر مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. وقتی گرگی اردک، گربه چاق پدربزرگ و پرندهای را که درست پرواز نمیکند و پیتر با او دوست شده تهدید میکند، پیتر با شجاعت تلاش میکند گرگ را به بالای درخت بکشاند. پدربزرگ، مردم شهر و شکارچیانی که با پیتر دشمنی داشتند، در پایان ماجرا نقش دارند.