چارتهرست گرین، کنت، ۱۹۶۶. پائولین کاکس، مایک رابینز را در یک مسابقه کریکت محلی که در آن بازی میکند همراهی میکند، اما حوصلهاش سر میرود و از آنجا دور میشود. او سر از ایستگاه راهآهن محلی درمیآورد؛ جایی که ابتدا رئیس ایستگاه پرحرف و گوژپشت از او با چای پذیرایی میکند، اما سپس با ورود ناگهانی دستیار او، اوین، که در حضور پائولین یک خرگوش را میکشد، آزردهخاطر میشود. پائولین در راه بازگشت به مسابقه، هنگام عبور از یک باغ سیب توسط اوین سادهلوح غافلگیر میشود؛ وقتی ابراز علاقههای اوین به خشونت کشیده میشود، پائولین سعی میکند با او مبارزه کند و اوین او را خفه میکند. رئیس ایستگاه به پنهان کردن قتل کمک کرده و جسد را در باغ دفن میکند.