زندگی آل شاو حول محور مسابقات اتومبیلرانی و قبرستان ماشینهایش در یک منطقه دورافتاده به نام «قصر کوبنده» میچرخد. همسر فرانسوی او، ژاکی، از بیتوجهیهای آل به دلیل وسواس شدیدش به خودروها دلخوش نیست. وقتی آل او را در آغوش مرد دیگری میبیند، دخترش جورجی را برمیدارد و به دل جنگل میزند، به این امید که تنها خانوادهای را که برایش باقی مانده حفظ کند.