سوفی کانوی ۲۵ ساله که زندگیاش به یک دوراهی رسیده است، به شهر کوچکی بازمیگردد که همیشه میخواست آن را فراموش کند. او پس از بازگشت به خانه، با دوستان و معشوقههایی که پشت سر گذاشته بود، رابطه پیچیدهاش با مادرش و هری پلیزنت روبرو میشود؛ بیمار مبتلا به آلزایمر که به شکلی متضاد، در تلاش سوفی برای به یاد آوردن خاطرات با او شریک است.