آقای جافی، مرد متاهل کنجکاو اما پنهانکاری که تمایلات همجنسگرایانه خود را مخفی میکند، تصمیم میگیرد یک شب به حمام عمومی محلی در میدان تایمز برود تا شانس خود را امتحان کند. وقتی توماس، یکی از مشتریان همیشگی آنجا، به عنوان یک چهره جدید به آقای جافی نزدیک میشود، گفتگوی عمیقی درباره ازدواج، ارتباط و فقدان میان آنها شکل میگیرد. این دو در مدت زمان بسیار کوتاهی، بدون هیچگونه رابطه جنسی، از نظر عاطفی با هم صمیمی میشوند، در حالی که همه اطرافیانشان مانند خرگوش با هم رابطه جنسی دارند.