تحت هیپنوتیزم درمانی، زن جوانی که به نظر میرسد از سلامت روانی خوبی برخوردار است، داستانی باورنکردنی را تعریف میکند که توسط دستگاه دروغسنج نیز تایید میشود؛ داستان ازدواج فراموششدهاش با مردی که در روز ماه عسلشان ناپدید شد و جستجوی او برای یافتن همسرش که او را به عمارت تنهایی در یک منطقه باتلاقی دورافتاده میکشاند؛ جایی که مارهای سمی، تمساحها، یک مرد مست و یکدست، یک پزشک مرموز و پیرزنی سنگدل که به تنهایی در این عمارت غمانگیز زندگی میکند، در آن حضور دارند.