گیفورد، غول صنعت خودروسازی، برای انتخاب مدیرعامل جدید شرکتش و با این باور که همسر یک مدیر نقش مهمی در موفقیت او دارد، سه زوج را به نیویورک دعوت میکند تا آنها را ارزیابی کند: جری و کارول؛ جری مردی سختکوش و متکی به خود است و کارول آماده است تا از زیباییاش برای پیشرفت شغلی همسرش استفاده کند؛ سید و الیزابت؛ سید که دچار زخم معده شده میان تلاش برای موفقیت و نجات زندگی مشترک بحرانزدهشان دستوپا میزند و الیزابت مطمئن است این کار او را به کشتن خواهد داد اما با این حال میپذیرد که نقش همسر خوب را بازی کند؛ و بیل واقعبین که همسر مهربانش کیتی میترسد ارتقای شغلی او پایانبخش زندگی خانوادگی آرام و ایدهآلشان باشد.