داستان در انگلستان دوران ادوارد هفتم میگذرد، جایی که احساسات همواره پنهان نگه داشته میشوند و به مردمان مستعمرات اعتماد چندانی نیست. فیسک پدر وقت یا علاقه چندانی به پسرش ندارد، اما وقتی این دو با یک مرد هندی عجیب و غریب ملاقات میکنند، سفری شگفتانگیز را آغاز میکنند که در نهایت به این پیرمرد اجازه میدهد تا قلب خود را پیدا کند.